تبلیغات
دریا همیشه منتظر عاشقانه هاست

دوشنبه 21 فروردین 1385 06:04 ق.ظ

نویسنده : معصومه لمسو
ارسال شده در: General ،

سلام

تاخیر داشتم تا شاید غزل بهارم تکمیل بشه اما نشد ترجیحا این پست رو اختصاص می دم به دو غزل از خواهرم

 

و چشم چشم دو ابرو مرا ورق بزنید

از این همیشه هیاهو مرا ورق بزنید

دوباره درد غریبی هجای این غزل است

نیاز نیست به دار و  مرا ورق بزنید

کجای بال حقیقت دچار جاذبه شد

هوای بال و پرم کو ؟ مرا ورق بزنید

که گفته است که بی او ترانه خوان شده ام

که گفته است که بی او مرا ورق بزنید

سیاه تر شده از شب و پشت کرده به هیچ

ولی شما همه از رو مرا ورق بزنید

حدود ساعت باران و کوچ عقربه ها ست

از انتظار پرستو مرا ورق بزنید

 

 

 

 

 

دو صندلی ، دو قلم ،سطح صاف دفترچه

ستون یک سر خط با دو جمله از نیچه

شروع شد که بگوید همیشه تاریک است

شروع شد که بگوید نبوده بازیچه

که دوست دارمتان هم جناح می خواهد

و اینکه حرف سیاسی زده ست اما چه ؟

به روی عاطفه هر بار شرط می بندند

خدایگان زمینی ولی به اینها چه

که ما به سمت رسیدن همیشه سنجاقیم

به سمت کوچ دو عابر از آخرین کوچه

دوباره سطح ورق های خیس آبی شد

پرنده شد وکمی مانده تابه دریاچه ....

هجوم درد زمین ، باز شاعری تنها

دو صندلی ،دو قلم ، سطح خیس دفترچه !

 

 

منصوره لمسو




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 اسفند 1385 12:02 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ