تبلیغات
دریا همیشه منتظر عاشقانه هاست

دوشنبه 4 دی 1385 03:12 ق.ظ

نویسنده : معصومه لمسو
ارسال شده در: General ،

گفتند میرسی و عبور اتفاقی است

این سمتها نیا که زمین باتلاقی است

از آبهای دور بخوان ،انتظار دیر!

آنجا که آسمان و زمین در تلاقی است

شش روز هفته سر به سر من گذاشته است

هی جمعه جمعه جمعه و هی جمعه باقی است

هر وقت عاشثانه سرودم تباه شد

دلبند های جز تو تمام اتفاقی است

نور از شعاع شاخه چه میداند عشق را

وقتی زمین دچار شب و بی چراغی است

در برگریز حادثه غم مانگار نیست

در زیر کفشهای تو این جاده باقی است

این روزها زمین به ترحم رسیده است

محتاج ضامن و بقیع  و یاس و ساقی است

از جمکران و جمعه گدر می کنی اگر

دست مرا بگیر زمین باتلاقی است

 

 

 

 

 

 

با رقص خودم خوشم ، تو با ساز خودت

تو غرق در اندیشه و آواز خودت

سر باز زدم از عاشقی بعد از این

من دختر مادرم، تو سر باز خودت




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 دی 1385 10:01 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ